حسين قرچانلو

387

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

طبقهء همكف كه قبلا در آنها تدريس مىشده است . به هر دانشجويى كه در اين مدرسه پذيرفته مىشد ، غذا و پوشاك يك ساله را يكباره مىپرداختند و به اساتيد آن حقوقى معادل صد يا دويست مثقال ( نقره ) مىدادند كه مقدار آن بستگى به دروسى داشت كه قدرت تدريس آنها را داشتند . در اين مدرسه تنها كسانى پذيرفته مىشدند كه با مبادى علوم ( دين ) آشنايى كامل داشتند . اين مدرسه با كاشيهاى ( يا سراميكهاى ) زيبا تزيين شده بود و در قسمتهايى از مدرسه مانند ديوارهاى داخلى كه در آنها كاشى به كار نرفته بود ، از گل پختهء آماده و برگ درختان يا مواد ديگرى استفاده شده بود و آنها را به شكل ورقه‌هاى نازكى درآورده و در بنا و بخصوص در محل درس و دالانها به كار برده بودند . درگاه مدرسه [ ورودى به مدرسه ] بدون سقف بود و با نوعى مادهء درخشنده همانند آنچه در اسپانيا به كار مىرود پوشيده شده بود . در ميان مدرسه حوض آبى بود كه از سنگ مرمر سفيد تراشيده شده و در نهايت زيبايى ساخته شده بود ، ولى به رسم افريقاييان آن حوض را مرتفع نساخته بودند و هم سطح زمين بود . لئون مىنويسد : قبلا شنيده بودم كه تعداد زيادى طلبه يا « دانشجو » در اين مدرسه بوده ، ولى اكنون ( زمان لئون ) تعداد آنها از پنج نفر تجاوز نمىكند كه استادى دارند كه نسبت به فقه بسيار كم اطلاع است . « 1 » در قصبهء مراكش يازده يا دوازده كاخ محكم و زيبا وجود دارد كه بنا و زينت آن به دست منصور ( موحدى نوهء عبد المؤمن ) انجام شده است . خود او در كاخى اقامت مىكرد كه در مقابل آن پاسداران تيرانداز مسيحى ، معمولا پانصد نفر وجود داشتند ؛ اين پاسداران هميشه در پيشاپيش پادشاه حركت مىكردند و در كاخ كنار آن نيز همين تعداد تيرانداز وجود داشت و در نزديكى آن خانه‌هاى كاركنان دولتى و كاتبان است كه به زبان عربى به آن « دار القضايا » مىگويند . كاخ سوم را « كاخ پيروزى » ( قصر النصر ) مىنامند كه در آن سلاحها و ذخيره‌هاى شهر گذاشته شده است . در كاخ ديگرى كه نزديك آن است رئيس اصطبلهاى پادشاه اقامت دارد و در نزديك آن كاخ سه اصطبل با سقفهاى قوسى شكل وجود دارد كه هريك گنجايش سيصد اسب را دارد . همچنين در كنار آن دو

--> ( 1 ) . همان ؛ ج 1 ، ص 128 - 132 .